دهکده ما

دهکده ما

در دهکده ی ما که گرفتارِ نداری است 

گویند زمستان و خزان  نیز بهاری است

 

شغـــل  همه مردم  زحمـــتـــکـش این ده 

هر چند که دیمی ست ولی مزرعه داری است

 

اما دو سه سالی است که اوضاع کساد است 

هر بچه کشاورز پیِ کار اداری است

 

کمپانی ده نیّت کالـــسکه  زدن داشـــت 

اما عملاً هر چه زده ورژن گاری است!

 

محصول دِهِ ما فقط امروز خیار است 

این است که وضعیتمان  نیز خیاری است

 

ماهانه ببخشند به ما نصف خیاری 

دی شیخ به ما گفت که این هم سرِ کاری است

 

سگ دو زده ایم عمری و یک خر نخریدیم 

هر جوجه ولی صاحب یک اسب ِسواری است

 

چوپان جوان عاشق فرهنگ اروپاست 

اما  پدرش  شیفته ی روس  تزاری است

 

با این که در این دهکده یک کله پزی نیست 

هر کله که دارد دو سه جو مغز فراری است

 

آنکس که صمیمانه سه ملیارد به ما زد 

چندیست که با ایل و تبارش متواری است

 

قبلا فقط انگیزه ما رنگ خدا داشت 

حالا فقط انگیزه ما رنگِ هزاری است

 

با ایده ی اصلاح یکی وارد ده شد 

گویند ولی دکتر امراض مجاری است

 

وقتی دِهِ همسایه ی ما مثل بهشت است 

حتی خر از این دهکده ی خُشک فراری است

 

می گفت نمیری بُزکم کمبزه آید

یک طایفه دلخوش به همین کمبزه کاری است

 

با این همه ما شکر گزار حضراتیم

این هم که نمردیم اثر شکرگزاری است...

/ 5 نظر / 336 بازدید
رندعالمسوز

عالی

مهرداد

زیبا بود. ممنون. با شعرهای شما از طریق شعر مامور گشت ارشاد که یکی از دوستان به اشتراک گذاشته بود آشنا شدم و واقعا از یک یک شعرهاتون لذت بردم.

راستین

با سلام خدمت شما ؛ سروده ی زیبایی بود. خوشحالم که می توانم اشعار شاعر خوش ذوقی چون شما را بخوانم. موفقیت روز افزون شما را از خداوند خواستارم. [گل]

رئوف

سلام وقت بخیر استاد سروده های شما خیلی صمیمی و دلنشینه ‘ ایضاَ پربار و حاوی پیام است به زبانی ساده و عامه فهم. پاینده باشی .

sabzeh89

سلام ..برشاعر فرهیخته ..خوشحالم که با افتخاربگویم سروده ای ازشما دراین وبلاگ گذاشته نشده که من آنرانخوانده باشم ولذت نبرده باشم ..نفست گرم کلامت پُربارتر.هوشنگ شاهنده .ازشیراز