پاداش الهی

پیکِ مرگ آمد شبی شوقِ جهانم را گرفت 

تا به خود جنبیدم عزرائیل جانم را گرفت

 

سرنشین بنز آن دنیا شدم بی گفت و گو 

مرگ در پس کوچه ی دنیا ژیانم را گرفت

 

رد شدم با پای لرزان از پُلِ تنگِ صراط 

یک فرشته دستهای ناتوانم را گرفت

 

خواستم وارد شوم در باغِ زیبای بهشت

حضرت هود آمد و نام و نشانم را گرفت

 

گفتم آن دنیا خودم مأمور دولت بوده ام 

اخم کرد و  کارتهای سازمانم را گرفت

 

چونکه دانست آن جهان من گیر میدادم به خلق

گیر داد و حس و حال شادمانم را گرفت

 

بعد با اکراه ما را هم به داخل راه داد

اشتیاق زایدالوصفی امانم را گرفت

 

باغ سبزی دیدم و انواع نعمتها، ولی

دیدن حور و پری تاب و توانم را گرفت

 

میگذشت ازدورحوری، گفتم "آی لاو یو" کامان!

دست هابیل آمدومحکم دهانم راگرفت

 

روبروی حورعینی غنچه شد لبهای من 

حضرت لوط از عقب آمد لبانم را گرفت

 

سعی کردم تا بنوشم جامی از جوی شراب

حضرت عیسی پرید و استکانم را گرفت

 

حضرت حوّا به  همراه دوغلمانِ بلوند 

رد شد و کلا لباسِ پرنیانم راگرفت

 

داشتم با حرص می لیسیدم از جوی عسل

حضرت داود با انبُر زبانم را گرفت

 

خواستم مجّانی از زمزم بنوشم قدری آب

حضرت موسی بلیطِ رایگانم را گرفت

 

دیدم استخری پُر از حوری پریدم توی آب

تا شدم نزدیک آنها کوسه رانم را گرفت!

 

توی یک وان بلورین تخت خوابیدم در آب 

نوح بیرونم نمود از آب و وانم را گرفت

 

یک پری شد میهمانم، بُردمش پشت درخت 

بچه خوشگل یوسف آمد میهمانم را گرفت

 

خواستم وارد شوم در حلقه ی اصحاب کهف 

سگ پرید از قسمتِ  پا استخوانم را گرفت

 

پاتوقِ دِنجی برای عشق و حالم یافتم 

گشتِ ارشادِ بهشت آمد مکانم را گرفت

 

یافتم اکسیر عمر جاودان را در بهشت

یک نفر اکسیر عمر جاودانم را گرفت

 

گفتم آخر ای خدا! این گیر دادنها به ما

لذتِ تفریح در باغِ جنانم را گرفت

 

پاسخ آمد  این سزای اوست که روی زمین 

وقتِ عشق و حال ، حالِ بندگانم را گرفت...

 

شروین سلیمانی

 

/ 40 نظر / 722 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رئوف

سلام استاد گرامی خسته نباشید‘‌ اصلاَ اهمیتی نداره که جنابعالی این شعر بسیار زیبا و وزین را کجا قرائت کردید ‘ مهم این است که این شعر بسیار زیبا و دلنشین و حاوی پیام است. بسیار لذت بردم و شادمان شدم که در این کشور انسانهای شریف و متعهد به شیوه های مختلف روشنگری می کنند.

محمد کشاورز

با سلام محضر شاعر گرامی جناب سلیمانی عزیز.همین چند لحظه پیش بیننده برنامه قند پهلو بودم و اشعار شما را شنیدم و در واقع برای اولین بار با چهره شما به عنوان یک طنزپرداز آشنا شدم.بلافاصله در پی شناخت شما و آشنایی با شیوه طنزپردازی تان برآمدم و از قضا شعر پاداش الهی را خواندم...انصافا زبانی صریح و طنزی نیرومند دارید. از آشنایی با شما خوشحالم و کارهایتان را دنبال خواهم کرد.پیروز باشید

رضا قربانی - پیغام آشنا

سلام جناب شروین عزیز . خوشحالم که امروز وبلاگتون رو پیدا کردم و با افتخار لینک کردم . من قبلا اشعار زیبای شما رو هر جا می دیدم با حرص و ولع قورت می دادم . عالی عالی..[گل] می گفت نمیری بُزکم کمبزه آید یک طایفه دلخوش به همین کمبزه کاری است با این همه ما شکر گزار حضراتیم این هم که نمردیم اثر شکرگزاری است... از حضرتعالی دعوت می کنم از شعر ها و نثر های حقیر هم بازدید بفرمایید

شکیلا

عالییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووود

رهگذر

سلام.اقای شروین مم بعداینکه این شعرخوندم درمو دشتمایه حرفی زدم پشیمون شدم لطفامرا حلال کنید.

مجتبی شامل

سلام .وقتتون بخیر. میتونم شماره تماس شما رو داشته باشم.جهت استفاده از اشعارتون در مجله؟

امیربخشنده

شعر زیبایتان را با اشتیاق خواندم،از این همه ذوق و فهم به وجد آمدم...قلم گیرایتان نویسا...!

saeedizeh313

سلام وقتی یه دلقک مضحک بخواد دین رو معرفی کنه باید هم این چرندیات رو از خودش بیرون بده. به امید روزی که هرکی رو که از شیر گرفتن نیاز اظهار نظر کنه.